خرید بک لینک

منتظر روزیم که داستان زندگیم به فرجام قابل تاملی برسه. اون موقع زندگیمو به رشتهی تحریر درمیارم، خدا رو چه دیدی،شاید کمیک استریپ نوشتم.

شایدم یه فرجام قابل تامل از خودم بسازم و زندگی خیالیم رو به دنیا عرضه کنم. با دنیا پشت میز بشینم و برای جفتمون چای بریزم و draft اولیه رو بهش بدم. شاید چشمان دنیا از اشک برق بزنه، شایدم دنیا تف کنه تو صورتم و بشاشه روی داستانم.

به هر حال دنیا مایعات بدنش رو حوالهی من خواهد کرد. کودومش، مهم نیست.

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:14

صفحه بندی