اگه طرف اسمش لوفی نبود شاید انقدر سگ نمیشدم و یه کم مودبانهتر بلاکش میکردم.
دلم برای لوفی تنگ شده. برای F1 و F2 تنگ شده. برای M و T تنگ شده. برای اون صبحا که با F1 و F2 و M میرفتم دانشگاه و همه چیز خوب بود. نه M و F2 ریده بودن به هم، نه F1 و من ریده بودیم به هم.
الانم من موندم و یه لوفی بیشعور که طبق گفتهی خودش آیدیمو از یکی از دوستاش گرفته و هی با اکانتای مختلفی که میسازه مزاحمم میشه و منو یاد دوران کوتاهی میندازه که فکر میکردم زندگی قشنگه. نه الان که 17 روز پیش باید پریود میشدم و هنوز نشدم.
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری